محمد بن علي بن سليمان الراوندي

67

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )

و قد سرّنى انّى من المال مقتر * و لا الوجه مبذول و لا العرض منهوب كما سرّنى انّى من الفضل موسر * و لو انّه فضل من الرّزق محسوب اى آنك ز بهر جاه در تدبيرى * وز بهر حصول مال در تشويرى عالم همه كشته گير سبحان اللّه * چيزىكه نهاذه نيست چون برگيرى بعد ازين حال عدل و پاذشاهى و تاريخ انساب آل سلجوق و ذكر ابتداى نهضت و حركت در طلب ملك و مدّت عمر و پاذشاهى هريك وقايع غريب كه در دولت همايون ايشان افتاذ [ چندانك ] « 1 » اين مجموع تحمّل كنذ ايراد خواهم كرد ، و اسامى وزرا و حجّاب و اتابكان ايشان و هيئت صورت هريك بيارم تا سلطان قاهر غياث الدّين بخوانذ و به نظر اشرف او ملحوظ شوذ و مشرّف گردذ و بموقع احماد و محلّ ارتضا افتذ ، و انديشه كنذ تا از آن سعيهاى جميل و مال و منال و خزاين و دفاين و درر جواهر و اسپ و سلاح هيچ باقى ماند الّا خيرى كه بكردند و مدارس و مساكن علما كه روزبروز در آنجا تحصيل علم شريعت مىروذ و ثواب بروان ايشان مىرسذ ، و تا مدّت امتداد بقاى عالم بوذ ملكشاه و محمود و بركيارق و محمّد و طغرل و مسعود را بذان مدارس كه در دار الملك اصفهان و همذان ساخته‌اند نام نيكو مدّخر خواهذ بوذ و از تحصيل ثواب جميل و ثناى جزيل حاصل ، و اگر رقبهء خلل يابذ از اوقاف جبران بكنند و اگر ظالمى در تخريب آن جدّ نمايذ ايشانرا ثواب مضاعف شوذ يكى ثواب خير دوّم ثواب مظلومى ، مثل : اعتبر به من مضى قبلك و لا تكن عبرة لمن يكون خلفك « 2 » ، بيت : عاقل از كارها كران گيرذ * عبرت از كار ديگران گيرذ و غرض اين دعاگوى بعد الحثّ على الخير آنست كه خوانندگان حقّ

--> ( 1 ) در متن محو شده است ، ( 2 ) فق f . 14 a